اسپرسو با طعم تمشک ::

ببار ای ابرکم بر من ببار و تازه تر شو
ببار و قطره قطره نم نمک ازاده تر شو ..
تو این باغ پر از برگ و پر خواب ستاره ..
اگه پر میوه ای پر سایه ای افتاده تر شو ...
...
من دلم دلتنگ است !
من همانم که باران را ارزوست !
و من همیشه غرق در باران بودم .. خواهم بودم ..
من همانم که اسمان را ارزوست ..
همان که اوج را میخواند .. !
من همانم .. اما نه همانی که بودم ...
من دیگر همان نمی شوم ..
من پر از خاطره م .. ! من پر از شوق به پروازم ..
من می توانم .. !
تو پرانتز :
این قسمتی از متن مهرنوش خانومی است.
گفتن راحته اما واقعیت چیزه دیگست.
ما[ ن]میتونیم!
تبلیغات 

